تبليغاتX
فقط برای کسی که دوستش دارم

فقط برای کسی که دوستش دارم

هنگامی که بر من دمید سرشار از لذت بودن شدم .وقتی چشم را گشودم تورا دیدم و شاد شدم

 تولدت مبارک خواهر قشنگم سمیرا جونم

 

آمد اما ...

آمد اما در نگاهش آن نوازش ها نبود


چشم خواب آلوده اش را مستی رويا نبود

نقش عشق و آرزو از چهره ی دل شسته بود


عکس شيدايی در آن آيينه ی سيما نبود

لب همان لب بود اما بوسه اش گرمی نداشت


دل همان دل بود اما مست و بی پروا نبود

در دل بيدار خود جز بيم رسوايی نداشت


گرچه روزی همنشين جز با من رسوا نبود

در نگاه سرد او غوغای دل خاموش بود


برق چشمش را نشان از آتش سودا نبود

ديدم آن چشم درخشان را ولی در اين صدف


گوهر اشکی که من می خواستم پيدا نبود

بر لب الوان من فرياد دل خاموش بود


آخر آن تنها اميد جان من تنها نبود

جز من و او ديگری هم بود اما ای دريغ


آگه از درد دلم زان عشق جان فرسا نبود

 

 

 

  

برایت بارها باید بگویم که در رگهای من جاری شدی چون خون که از من ساختی بار دگر مجنون شاید از شکوه عشق خانمان سوز برایت بارها باید قسمها یاد کرد برایت بارها باید سر سجده فرود آورد شاید زدست تو به تاریکی کوهستان غم باید سفر کرد به دنبال تو تا خورشید باید رفت به پیش پای تو شاید که چون یک مشت خاک بی بها گردم برای قلب تو شاید خدا گردم نمی دانم که در جای نگین تاج زرین کلاهت جای میگیرم ویا در زیر پاهای تو بی رحمانه میمیرم شاید نمی دانم که بعد از سالهای سخت ودشوار که بعد از روزهای گرم وشیرین زمان مردنم آیا در آغوش تو جانم را خدا گیرد ویا این آرزو در نطفه میمیرد شاید ((مسعود فرد منش))

 

 سمیرا جونم  ۱۷ سال تولدت را به تو تبریک می گم

 

 

 

 

 

سمیرا جونم خیلی دوستت دارم 

 

HAPPY BIRTH DEY SAMIRA  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 0:4  توسط مهسا و ساناز  | 

برای مادرم

مادرم دوستت دارم







مادر همیشه دوستتت دارم وقتی داشتم نگات می کردم فهمیدم با اینکه همیشه در کنارمی ولی باز دلم برات تنگ میشه  هیچ وقت  ناراحتت نمی کنم البته سعی می کنم برای تمام اذیت هایی که کردم منو ببخش.............



مادر دوستت دارم و تا ابد به تو محتاجم

 

 

تا ابد دوستت دارم وبه تو محتاجم

 

و همین لحظه این قدر اشک برای ریختن دارم که موهایت تر

 

شود

 

خودم رااز تو دورکرده ام با این وجود

 

توجه و عشق تو هنوز در دلم بر پاست

 

تو سر پناه و مامن من هستی

 

که مرا از گزندها و آسیب ها حفظ کنی

 

من از دیوارها می گذرم و پرواز می کنم

 

و تمام کارهایی را که باید،انجام می دهم

 

تا در پناه تو باشم

 

شاید من یاغی و سرکش باشم

 

اما می دانم حتی زمینی که بر روی آن ایستاده ام از عشق تو

 

سرشاراست

 

من منتظر لبخند درخشان و پر غرور تو هستم،مادر لبخندی که

 

هر گره ای را باز میکند

 

برای تمام لحظاتی که به خاطر من رنج کشیده ای متاسفم

 

اما بعد از طوفان های کوچک

 

این آرامش است که پا برجا خواهد ماند.

 

 

در لابه لاي كوچه هاي بي كس به دنبال تو مي گردم در گوشه

 

خيابانهاي بيكس سراغ تو را مي گيرم در صفهاي طولاني شهر تو را

 

مي جويم و بر نگا ههاي غريب به انتظار نگاهي از تو مي نشينم بر

 

صفحه ،صفحه دفترم از تو نشاني مي گيرم و بر قطعه قطعه اشعارم

 

شعر تو را مي خوانم ..

 

 

 

 

 

توسط ساناز

 

دوستانم من کامپوترم یکم خراب همه

 

وبلاگها رو باز نمی کنه ولی میام پیشتون

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 18:51  توسط مهسا و ساناز  |